جذب سرمایه‌ی جمعی: ابزاری عجیب و آموزنده در دستانِ دانشجویان فیلمسازی

Calliope-CT00a1.jpg

ماه گذشته، کمپین Kickstarter  را برای اولین فیلم کوتاه‌م، «Alpacaland» آغاز کردم که کمدیِ ترسناکی بود الهام‌گرفته از جنبشِ موزیکال‌های پروپاگاندای شوروی در اواخر دهه‌ی سی که در مزارع برگزار می‌شد. نگاه‌م به جذب سرمایه‌ی جمعی (Crowdfunding) به‌مثابه منبعی بود برای تأمین سرمایه‌ی پروژه‌ای که غیر از آن قادر به فراهم کردنش نبودم. برای جلب توجه گسترده‌تر، هر روز صفحه را به‌روز می‌کردم، از کلی از دوستانم خواستم تا در شبکه‌های اجتماعی کمکم کنند و سعی کردم پروژه را، فیلمی مستقل و منطقی نشان دهم که ارزش جایی را که برایش می‌نویسم دارد. در ادامه با سینتک همراه شوید.

به همت تعدادی از دوستانِ همراه و اعضای خانواده تجربه‌ی موفقیت‌آمیزی از آب درآمد. منتهی تا مدتی تجربه‌ای دَرهم و عجیب بود که با تردید به خود و وسواس در هم آمیخته بود. آن موقع‌ها از دانشجویانی که در وسلی‌ین، دانشگاه نیویورک و دانشکده‌های دیگر می‌شناختم مدام می‌پرسیدم که آیا تجربه‌ی آنها هم همینطور غریب بوده. در کمال تعجب، پاسخ آنها مثبت بود.

«ازش متنفر بودم. تمام مدت کمپین یه آدمِ داغون و عصبی بودم.» اینها را ادم دوسانتز می‌گوید که برای تأمین سرمایه‌ی اولین فیلمش، «Calliope» در کیک‌استارتر کمپینی راه انداخته بود. جو شَفر نویسنده و کارگردان، و تامس تِرلو آهنگساز و نویسنده در ساخت این پروژه همراه‌ش بودند: «ما سعی کردیم در فیس‌بوک و رِدیت تبلیغ کنیم و حتی در طول کمپین از وب‌سایتی محلی خواستیم مقاله‌ای درباره‌مان بنویسد. هیچ کدام از این کارها آنچنان عایدی خاصی برای‌مان نداشت. حتی بخت این را داشتیم که در صفحه‌ی پروژه‌هایی که دوست داریمِ کیک‌استارتر قرار بگیریم اما از دل این اتفاق هم چیزی دست‌مان را نگرفت. اوضاع ناامیدکننده‌ای بود، فکر می‌کردم بیشتر از این حمایت می‌شویم.» البته در نهایت حاصل این کمپین چیزی بیش از یازده هزار دلار بود.

مکس آر.اِی. فدرو که به دنبال تأمین سرمایه‌ی فیلم کوتاه تجربی‌اش، «صعود- Ascension»، (با بودجه‌ی ۷ هزار دلار) و فیلم تز دانشگاهی‌اش، «اپرای ستمگری – Opera of Cruelty»، (با بودجه‌ی ۲۰ هزار دلار) بود می‌گوید: «هیچ‌وقت کسی به شما یاد نمی‌دهد چطور درخواست پول کنید. اگر میان گروه خاصی از آدم‌ها، شناخته‌شده نباشید، دیده‌شدن‌تان سخت‌تر هم می‌شود. کار دشواری بود که وسط خیلِ دانشجویان فیلم و کمپین‌های تأمین سرمایه، ایده‌ام را ارائه کنم.»

وقتی بی‌شمارْ دانشجو طالب پول‌اند، چطور ممکن است تک‌کمپینی میان آن همه هیاهو مجال عرض اندام بیابد؟ کریستینا اس. دوهاون، از اساتید دانشگاه نیویورک، رویکردی را برای جذب سرمایه تشویق می‌کند که به کار تهیه‌کننده‌ی فیلم مستقلی شبیه است: «این تفکر که یک‌بار حضور در کیک‌استارتر تنها باری است که می‌توانید از جذب سرمایه‌ی جمعی برای یک پروژه استفاده کنید، حقیقت ندارد. این تلاش شما برای کشیدن مخاطبِ هدف به‌سوی فیلم‌تان است که جمعیت را به‌سوی صفحه‌تان سرازیر و آنها را وادار به کمک می‌کند.» دوهاون تأکید می‌کند که دانشجویان باید برای خودشان دسته‌ای تشکیل دهند. جذب سرمایه‌ی جمعی چاهی نیست که از آن آب بکشید، ابزاری است برای علاقه‌مند کردن آدم‌ها به فیلم‌تان. برای انجام چنین کاری، کمی بیشتر از قرار دادن اطلاعاتی روی صفحه‌تان کار دارید. «پول خواستن از غریبه‌ها ترسناک است. فکر کردن به اینکه ممکن است کسی آن بیرون باشد که سر سوزنی نمی‌شناسدتان ولی برای ساخت پروژه‌ای که احتمالاً نفعی بهتان می‌رساند و مرتبه‌ی حرفه‌ای‌تان را بالا می‌برد، کمک مالی کند، بعضی از دانشجویان را حسابی می‌ترساند.»

سوفیا هاروی درباره‌ی معرفیِ فیلم‌اش، «قلب زرد – Yellow Heart»، در اینترنت می‌گوید: «بازی دشواری‌ست.» او موفق شد ۴ هزار و ۳۱۳ دلار در Indiegogo جمع کند. «نباید مردم را بمباران کنید. تمام ماجرا این است که مردم را قانع کنید که قرار است عضوی از پروژه‌ای بزرگ باشند نه اینکه فقط پولی را جایی خرج کنند. منتهی تأمین سرمایه‌ی فیلمی دانشجویی به مقدار زیادی به روابط شخصیِ خود آن فرد بستگی دارد.»

خودم مدت‌ها با پروفسور دوهاون صحبت کردم تا دست آخر بر فلسفه‌ی شرمساری از درخواست کردن فائق بیایم. کمپین‌مان را به انجمن‌های آن‌لاین فیلم بردیم که علاقه‌مندان تاریخ فیلم می‌توانستند نظرات‌شان را درباره‌ش ارائه دهند و به مزارع ساحل شرقی رفتیم تا ببینیم آیا کمکی از دست‌شان برمی‌آید یا نه.

نزدیک به ۳۰۹ هزار پروژه از بدو تأسیس کیک‌استاتر در ابتدای سال ۲۰۰۹ در آن فعالیت کردند و کمتر از ۳۶٪ درصد آنها موفق به تأمین سرمایه‌ی موردنیازشان شدند. برای دانشجویانی که می‌خواهند تا آنجا که می‌شود برای فیلم‌شان سرمایه جذب کنند، وب‌سایت‌های Indiegogo، Seed&Spark یا GoFundMe چنین فرصتی را فراهم می‌آورند. البته درصد بیشتری هم از آنچه حاصل می‌شود برمی‌دارند. مثلاً Indiegogo نُه درصد مجموعِ کمپینی ناموفق را برمی‌دارد.

البته برخی پروژه‌ها مثل ما به شیوه‌ی یا همه یا هیچی که فقط کیک‌استاتر پیشنهاد می‌کند نیاز دارد. من و تیم‌ام تصمیم گرفتیم که با زدنِ سر و ته هزینه‌ها، در نهایت به تمام ۴ هزار و ۵۰۰ دلار درخواستی احتیاج داریم.

دوهاون دانشجویان را به واقع‌گرا بودن تشویق می‌کند:‌ «درباره‌ی رقم هدف‌تان واقع‌گرا باشید. احتمالاً امن‌تر است که مقدار را پایین نگه دارید و روی ظرفیت ارتباطات خودتان حساب باز کنید، حالا شاید کمی هم بیشتر نصیب‌تان شد.»

بعضی از دانشجویان مثل سوفیا هاروی با درخواست سرمایه‌ی کمتر برای فیلم‌شان موفق عمل می‌کنند. «قلب زرد» او سرانجام در بخش فیلم‌های کوتاه کن ۲۰۱۵ پذیرفته شد: «اولین فیلم‌ام بود. نمی‌خواستم پول زیادی خرجش کنم. در شهر محل زندگی خودم فیلمبرداری‌اش کردیم. عوامل را از بیرون نیاوردم. ابزار دانشگاه نیویورک را استفاده کردم. غذای مجانی برای گروه جور کردم. دکور و طراحی صحنه‌مان مینیمال بود. در نهایت پروژه‌ی خیلی کم‌خرجی شد. احمقانه است که برای آنچه سررشته‌ی چندانی نداری، پول زیادی صرف کنی.»

دوهاون می‌گوید: «ترسی که دانشجویان دارند این است که این فیلم است، نفعش به فرد می‌رسد، پول جمع کردن برای درمان سرطان یا پژوهشی پزشکی نیست. اما آدم‌هایی هنوز آن بیرون هستند که به جادوی فیلم اعتقاد دارند. امیدوارم همه بتوانند پتانسیل‌های فیلم‌شان را نشان دهند. در نهایت این تجربه‌ای است که نفعش نه فقط به کارگردان و تهیه‌کننده، که به تک‌تک افرادی که کمک می‌کنند می‌رسد.»

 

نوشته‌ی Russell Goldman

برگردان خاطره کردکریمی